بسم الله الرحمن الرحیم

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید دوست همرازی جز از همکیشان خود مگیرید که آنان از هیچ فسادی در حق شما کوتاهی نمی‌کنند و دوستدار رنج و مشقت شمایند. کینه توزی از گفتارشان آشکار است و آنچه سینه‌هاشان پنهان می‌کند بزرگ‌تر است. آیات را برایتان آشکار ساختیم اگر به عقل درآیید»

دنیای امروز با تمام جلوه‌ها و زینت‌های فریبنده‌ای که در آن رو به فزونی نهاده و ماده‌گرایی و معنویت‌زدایی مفرطی که در آن به اشباع رسیده است به مثابه‌ی بهشتی از رفاه و شهوات پست حیوانی برای جاه‌ طلبان دنیاپرست و ناباوران به روز واپسین است و در عین حال دوزخی سوزان برای معنویت‌گرایان و مؤمنان به غیب. اما در این میان گروه کثیری از مسلمانان را می‌بینیم که با وجود اعتقاد به توحید و روز واپسین، به سوی دنیاطلبان و شهوت‌پرستان گرایش یافته‌اند و خود را در افکار و اعمال و گفتار، شبیه به کافران و فاسقان ساخته‌اند و گویی هویت انسانی و حقیقت مکتب روح بخش خویش را از یاد برده‌اند. از روش‌ها و رویکردهای کافران تمجید می‌کنند و مانند کودکان نوباوه که خود را به مادر می‌چسبانند، به سوی کفار نزدیکی می‌جویند و خیر خود را در پیروی از آنان می‌یابند. خود را در ت و اقتصاد و فرهنگ تهی وبی‌چیز می‌پندارند و نیازمند استعانت و حمایت کافران می‌دانند؛ اگرچه چنین رویکردها و گرایشاتی در میان مسلمانان رواج یافته است اما رواج آن به معنای صحتش نیست و روشن است که از فرومایگی و غفلت عظیمی نشأت گرفته است؛ غفلت از ابتدایی‌ترین معنای اسلام یعنی تسلیم در برابر فرمان خداوند و خوف از عذاب او و امید به رحمت او! نه سر فرود آوردن در برابر دشمنان او و خوف از عذاب ایشان و امید به پاداششان در زندگی دنیا!

به راستی چه جای گلایه و ملامت است؛ چراکه گویی مهره‌ی مار جادوگران دجال‌صفت، این مسلمانان خام و بی‌خرد را جادو کرده و طلسم شوم ایشان عنصر نفاق را در دل‌هایشان کاشته است.

امّا در چنین شرایط تاریک و بحران‌زده‌ای بسیار جای مسرّت و خشنودی است که علما و اندیشمندان روشنفکری مانند جناب آقای منصور هاشمی خراسانی نویسنده کتاب ارزشمند «بازگشت به اسلام» با بصیرت و التفات به وظیفه‌ی اسلامی خویش بانگ رسایی سر می‌دهند و مسلمانان را از خواب غفلت بیدار می‌سازند. کتاب «بازگشت به اسلام» اثری یگانه، متفاوت و به غایت روشنگر است و تذکّری عظیم و بیدارکننده برای مسلمانان جهان محسوب می‌شود؛ تذکّری که می‌تواند به مثابه‌ی دعای باطل السّحر برای طلسم شومی باشد که آگاهی و بیداری مسلمانان را در میان گرفته و ایشان را به فراموشی و غفلت بزرگی وادار ساخته است.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

دیدگاه‌های دیگر از این نویسنده:

1 . مقاله‌ی «بحران اختلاف در جهان اسلام؛ عوامل و راه حل‌ها؛ روایتی از کتاب بازگشت به اسلام»

2 . مقاله‌ی «فجایع میانمار؛ گواهی دیگر بر ضرورت تشکیل اتّحادیه‌ی کشورهای اسلامی»


منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی
https://www.alkhorasani.com/fa/moshahede-maghaleh/3086/


«اُدْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل/ ۱۲۵) «با حکمت و موعظه‌ی نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به گونه‌ای که بهتر است مجادله نما»

متن شبهه:

منصور هاشمی خراسانی دارای اشتراکات عقیدتی با وهّابیت است. او می‌گوید: ۱ . دفن رسول خدا (ص) در اتاق مسقّف کاری غیر شرعی بوده است. ۲ . ساختن گنبد و بارگاه و حرم برای ایشان و اهل بیت، بدعت است. ۳ . وهابیت می‌گوید با لودر قبور مطهّر را خراب کنیم، اما من می‌گویم به صورت نرم و تدریجی تخریب شود؛ آن هم به دلیل ترس از مسلمانان و ایجاد فتنه. معلوم می‌شود او وابسته به دشمن است و با نام تشیّع برای از بین بردن عقاید شیعه آمده است.

پاسخ به شبهه:

همان طور که بارها گفتیم، ممکن است وهّابیت و هر فرقه‌ی ضالّه‌‌ی دیگری، در میان سخنان باطل خود، سخنان حقّی نیز داشته باشند، بلکه چه بسا همچون خوارج سخن حقّی بر زبان برانند و از آن برداشت باطلی بکنند. این به معنای آن است که برای قضاوت درباره‌ی یک دیدگاه، باید به مطابقت یا عدم مطابقت آن با عقل و شرع نظر نمود، نه صرفاً شباهت یا عدم شباهتش با یکی از دیدگاه‌های فرق ضالّه. بر این اساس، قیاس منتقد، صرفاً یک مغالطه به منظور عوام‌فریبی و تحریک احساسات مذهبی شیعیان است!
اما پاسخ به شبهات بیان شده به قرار زیر است:

۱ . سخن منتقد تحریف و کذب محض است. علامه کجا فرموده‌ که دفن پیامبر گرامی اسلام در اتاق مسقّف، غیر شرعی بوده است؟! پیامبر گرامی اسلام در خانه‌ی خودش دفن شده و علامه با اشاره به همین نکته فرموده است: «لا بَأْسَ بِأَن يَكُونَ الْقَبْرُ فِي بَيْتٍ لَمْ يُبْنَ لَهُ»؛ «اشکالی ندارد که قبر در خانه‌ای باشد که برای آن ساخته نشده است». این یعنی نظر علامه دقیقاً عکس چیزی است که منتقد به ایشان نسبت داده است! به راستی چه چیزی دشمنان ایشان را تا این اندازه وقیح و جری کرده است که آشکارا دروغ می‌گویند و تهمت می‌زنند؟! شاید عدم اعتقاد قلبی به خداوند و روز قیامت از یک سو و عدم اعتراض مردم به آنان از سوی دیگر!

۲ . عدم جواز ساخت بارگاه بر روی قبور، سخن علامه منصور هاشمی خراسانی نیست، بلکه سخن رسول خدا و اهل بیت آن حضرت علیه و علیهم السلام است؛ همچنانکه در منابع فریقین به صورت متواتر نقل شده است که پیامبر خدا از این کار نهی فرمود، تا جایی که علی علیه السلام را فرستاد تا بناهای ساخته شده بر روی قبور را از بین ببرد. از این رو، اهل بیت آن حضرت نیز این کار را روا ندانسته‌اند (نگاه کنید به: مسائل علیّ بن جعفر، ص۲۱۲؛ برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۱۲؛ کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۲۸؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۶۰). مسلّم است که پیامبر اکرم دستور ساختن بارگاه برای قبر خود را نداد و امیر مؤمنان هم در زمان حکومت خود برای قبر آن حضرت بارگاهی نساخت. با این حساب، از این شیعه‌نمایان کذاب و منافق می‌پرسیم: نکند پیامبر و اهل بیتش هم وهّابی بوده‌اند یا اشتراک عقیدتی با وهابیت داشته‌اند؟! به راستی شما بر چه دین و مذهبی هستید که سخن پیامبر و اهل بیتش را هم نمی‌پذیرید و کسی که آن را به شما یادآوری کند را وهّابی می‌نامید؟!

۳ . علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به هیچ وجه تخریب بارگاه پیامبر و اهل بیت را جایز ندانسته، بلکه تنها اصلاح آن را جایز دانسته و روشن است که اصلاح با تخریب یکسان نیست؛ چنانکه فرموده است: «اشکالی ندارد که آن را اصلاح کند و ویران کردن مانند اصلاح کردن نیست» و فرموده است: «چنین می‌بینم که ویران نشود و چیزی از آن برداشته نشود مگر از باب اصلاح» و در ادامه، ضمن ردّ صریح رویکرد وهابیان فرموده است: «نمی‌گویم طوری که این سنگ‌ها می‌گویند -یعنی وهّابی‌ها! … قبرهای صالحان را ویران می‌کنند و قصرهای ظالمان را آباد می‌سازند! نه به خدا سوگند این کاری نبود که به آن امر شدند». انصافاً کجای این رویکرد متین و عالمانه که هم سازگار با سنت پیامبر و اهل بیت است و هم حرمت آنان و مصلحت امت اسلامی را پاس می‌دارد، اشکال دارد؟! به راستی که شما قوم لجوج و متعصّبی هستید! این در حالی است که خودتان هم به نحوی این کار را انجام می‌دهید؛ چنانکه مثلاً هر از چند گاهی ضریحی قدیمی را با آرامش و احترام از روی قبر بر می‌دارید تا آن را تعمیر یا تبدیل کنید یا بنایی را در اطراف قبر تغییر می‌دهید و از شکلی به شکل دیگر در می‌آورید، با همین منطق که «اصلاح» می‌کنید نه «تخریب»!

در روایات آمده است که امام مهدی علیه السلام پس از ظهور، مناره‌ها و مقصوره‌ها را ویران می‌کند؛ چراکه بدعت هستند و پیامبر یا امامی آن‌ها را نساخته است (غیبت طوسی، ص۲۰۶ و ۲۰۷)، بلکه مسجد الحرام و مسجد النبی را هم ویران می‌کند و به حالت اولیه خود بر می‌گرداند (غیبت نعمانی، ص۴۷۲). کاملاً واضح و قابل پیش‌بینی است که شما با این رویکرد جاهلانه و عوامانه خود، آن روز هم در برابر امام مهدی علیه السلام خواهید ایستاد و او را به وهابی‌گری و … متهم خواهید کرد؛ همچنانکه امروز با زمینه‌ساز ظهورش برخورد می‌کنید! به راستی که شما با این نگرش احساسی و تعصّب‌آمیز، استعداد فراوانی برای خوارج شدن دارید!

بدون شک دشمنان غدّار پیامبر خدا و اهل بیت، امثال این عیب‌جویان مغرض و بیماردل هستند که با ادّعای تشیّع، تیشه به ریشه اسلام می‌زنند! برادران و خواهران مؤمن هوشیار باشند تا در دام این افراد منحرف و نادان نیفتند.


این روزها فضای مجازی و حقیقی پر است از کسانی که بدون آگاهی از گفتمان علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی و بدون اینکه حتّی سری به کتاب یا سایت او زده باشند، زشت‌ترین توهین‌ها و بدترین تهمت‌ها را به او روا می‌دارند. این‌ها افراد ساده‌لوح و بی‌اخلاقی هستند که به آسانی تحت تأثیر تبلیغات کذب و بی‌اساس بر ضدّ این عالم مظلوم قرار گرفته‌اند و توسّط عناصر وابسته به یک نظام ی خاص تحریک شده‌اند و از آنجا که نه عقل درستی دارند و نه تربیتی، توقّعی هم نمی‌توان از آن‌ها داشت. توقّعی اگر باشد، از افراد فرهیخته و بااخلاقی است که کنار میدان ایستاده‌اند و تاخت و تاز سفها را تماشا می‌کنند؛ زیرا بسیاری از آن‌ها کتاب علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی را خوانده‌اند یا دست کم یک بار به سایت او سری زده‌اند و تبعاً می‌دانند که بسیاری از آنچه به او نسبت داده می‌شود، کذب و بهتان است. کسانی از آن‌ها که هنوز کتاب او را نخوانده‌اند و به سایت او سری نزده‌اند هم این قدر شعور دارند که بدانند فحّاشی به صاحب یک اندیشه -حتّی اگر نادرست باشد- شایسته نیست و نباید هر چیزی که به او نسبت داده می‌شود را بدون مراجعه و تحقیق پذیرفت. لذا از آن‌ها توقّع می‌رود که در برابر چنین رفتارهای زشت و غیر قابل دفاعی، بی‌تفاوت نباشند.

هر کس در فضای مجازی یا حقیقی با کسی برخورد می‌کند که تصوّر غلطی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی دارد، اخلاقاً موظف است که تصوّر او را اصلاح کند. این یک وظیفه‌ی اخلاقی است و ربطی به قبول داشتن یا نداشتن گفتمان علامه ندارد؛ یعنی حتّی کسی که با گفتمان این بزرگوار مخالف است، باید صداقت و انصاف داشته باشد و واقعیّت را بگوید؛ چنانکه خداوند فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» (مائده/ 8)؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! قیام کنندگان برای خداوند و گواهی دهندگان به عدالت باشید و دشمنی با گروهی شما را نکشاند به اینکه عدالت نورزید، عدالت ورزید که آن به تقوا نزدیک‌تر است و از خداوند بترسید؛ چراکه خداوند از کاری که می‌کنید آگاه است». به راستی کدام انسان آزاده و شریفی می‌تواند چشم خود را به روی ظلم ببندد، حتّی اگر نسبت به کسی باشد که با او اختلاف نظر دارد؟! آزادگی و شرافت اقتضا می‌کند که انسان در برابر کذب و بهتان سکوت نکند؛ چراکه سکوت در برابر آن، تأیید آن محسوب می‌شود و به رواج آن در جامعه می‌انجامد و رواج آن در جامعه، آتشی است که دیر یا زود دامن همه را می‌گیرد و تر و خشک را با هم می‌سوزاند. بنابراین، حتّی اگر انسان متدیّنی نیستید، آزاده و شریف باشید و چیزی را که می‌دانید واقعیّت ندارد، رد کنید. چیزی را هم که نمی‌دانید واقعیّت دارد یا نه، باور نکنید تا اینکه شخصاً مراجعه و تحقیق کنید. عاقل باشید و به کسی اجازه ندهید که با ادّعاهای واهی و بدون دلیل، شما را بفریبد و بازی دهد. عجولانه قضاوت نکنید و تحت تأثیر شلوغ‌کاری‌ها و فضاسازی‌های رسانه‌ای قرار نگیرید. بدون شک کسی که از توهین به دیگران ابایی ندارد، قابل اعتماد نیست؛ چراکه ممکن است از تهمت به آن‌ها هم ابایی نداشته باشد. بنابراین، زیرک باشید و در دام چنین کسی نیفتید. اگر کسی پشت سر شما عقاید غلطی را به شما نسبت دهد، دوست دارید که چگونه برخورد شود؟ آیا دوست ندارید که پذیرفته نشود تا آن گاه که از خودتان شنیده شود؟ پس چیزی را که برای خودتان دوست دارید، برای علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی هم دوست بدارید؛ به این ترتیب که هرگاه کسی پشت سر او عقاید غلطی را به او نسبت داد، نپذیرید تا آن گاه که به سایت او مراجعه و تحقیق یا سؤال کنید. شاید چند دقیقه وقت شما را بگیرد، ولی قطعاً می‌ارزد؛ چراکه شما را از یک گناه و اشتباه بزرگ حفظ می‌کند.

به عنوان مثال، هر کسی که یک بار کتاب «بازگشت به اسلام» یا توضیحات منتشر شده در سایت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی را خوانده است می‌داند که این بزرگوار هر چه هست، مدّعی امامت یا نیابت نیست و با مدّعیان دروغینی مانند یمانی ارتباطی ندارد و با وهابیّت مخالف است و هیچ یک از حکومت‌های فعلی در جهان را تأیید نمی‌کند و به خلافت اهل بیت باور دارد و آرمان خود را زمینه‌سازی برای ظهور امام مهدی علیه السلام می‌داند. بنابراین، چنین کسی هرگاه وجدان داشته باشد و با کسی مواجه شود که از روی بی‌خبری یا شرارت، چیزی خلاف این‌ها را به علامه نسبت می‌دهد، سکوت نمی‌کند، بلکه برایش توضیح می‌دهد و مثلاً می‌گوید: «من نظر او درباره‌ی تقلید یا خبر واحد یا ولایت مطلقه‌ی فقیه یا احترام گذاشتن به صحابه یا زمینه‌سازی برای ظهور امام مهدی علیه السلام یا غیره را قبول ندارم، ولی چیزی که تو به او نسبت می‌دهی کذب و بهتان است؛ چراکه من کتاب و سایت او را دیده‌ام و چنین چیزی را در آن نیافته‌ام.» و اگر کتاب و سایت علامه را ندیده باشد، می‌گوید: «من هنوز کتاب و سایت او را ندیده‌ام و از این رو، نمی‌توانم چیزی که تو به او نسبت می‌دهی را تأیید کنم. اگر تو چنین چیزی را در کتاب یا سایت او دیده‌ای، آدرس آن را به من بده تا من هم ببینم و اگر ندیده‌ای، پس از خداوند بترس و چیزی را که نمی‌دانی واقعیّت دارد یا نه، به کسی نسبت نده». این برخوردی منطقی و پسندیده است که از عقلی سالم، وجدانی بیدار، شخصیّتی قوی و تربیتی صحیح حکایت دارد و بر روی جامعه تأثیر مثبت می‌گذارد و به اصلاح جهان کمک می‌کند و هر برخوردی جز این، تنها حماقت و بی‌پروایی صاحبش را نشان می‌دهد و لکه‌ی سیاهی بر کارنامه‌ی اعمال او می‌افزاید.

امیدوارم همه‌ی انسان‌های آزاده و شریف از هر دین و مذهب و فرقه‌ای در جهان، این نکته‌ی مهم را به خاطر بسپارند و رعایت کنند.

دیدگاه‌های دیگر از این نویسنده:

1 . مقاله‌ی «منصور هاشمی خراسانی؛ سدّی محکم در برابر نفوذ داعش به آسیای میانه»

2 . مقاله‌ی «فاجعه‌ی منا؛ گواهی دیگر بر عدم صلاحیّت آل سعود»

3 . مقاله‌ی «موجودیّت آل سعود؛ مانعی بزرگ از موانع ظهور مهدی»

4 . نکته‌ی «حقیقت در محاصره.»

5 . نکته‌ی «نادان را از هر طرف نوشتم، نادان بود!»

6 . مقاله‌ی «شگردهای تبلیغاتی برای مقابله با نهضت بازگشت به اسلام»

7 . مقاله‌ی «انتخابات؛ نمایشگاه قدرت‌طلبی و ابتذال ی در ایران»

8 . نکته‌ی «انفجاری دیگر در کابل»

9 . نکته‌ی «ترقه‌بازی در تهران!»

10 . مقاله‌ی «ثالوث شیطان؛ موانع سه‌گانه‌ی ظهور امام مهدی علیه السلام»


منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی
https://www.alkhorasani.com/fa/moshahede-nokte/11402/#Edameye-matlab


﴿قُلْ يَآ أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَآءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ﴾⁦⁩⁦⁦1⃣⁩؛

«بگو: ای اهل كتاب! بیایید به سوی سخنی كه میان ما و شما یكسان است و اینكه جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی را شریك او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای‌ خدا نگیرد. پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید كه ما تسلیم هستیم!«

حضرت موسی علیه السلام به بنی اسرائیل بشارت ظهور پیامبری از میان برادرانشان را داد که باید از او اطاعت کنند⁦2⃣⁩. مسلّم است که این پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است؛ چراكه تورات، حضرت اسماعیل علیه السلام را برادر بنی اسرائیل معرّفی كرده و پیامبری كه از نسل حضرت اسماعیل علیه السلام مبعوث شده، حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است، نه حضرت عیسی علیه السلام!
 چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه فرقه‌ی یهودی لو طاهر، خسته از آزار صهیونیست‌ها، با ارسال بیعت‌نامه‌ای به رهبر ایران آقای ‌ای، درخواست پناهندگی ی کرده‌اند!
 ظاهراً سردمداران کفر و الحاد که بیشترشان مدّعی پیروی از آئین موسی علیه السلام، امّا تابع عرفان شیطانی کابالا هستند، نه تنها با پیروان سایر ادیان توحیدی و موحّدان سر ناسازگاری دارند، بلکه به یهودیان معتقد و ملتزم به آیین و اصول خود نیز رحم نمی‌کنند! چنین رویکردی از شیطان‌پرستان پلید دور از انتظار نیست، امّا مدّعیان توحید و یکتاپرستی اگر به اقتضای ایمان و توحید عمل می‌کردند، سرنوشتی بهتر داشتند؛ چنانکه خداوندﷻ آن را وعده داده است⁦⁦⁦3⃣⁩⁩⁩؛ بنابراین اندوه و ترس موجود، ناشی از تزلزل ایمان و نقص در عمل می‌باشد.

 پیروان ادیان ابراهیمی اگر حقیقتاً در دعوی خود صادق باشند و بخواهند به فحوای کتب آسمانی‌شان عمل کنند، می‌بایست بر مبنای‌ پیش‌بینی کتاب و اوامر پیامبرانشان علیهم السلام، اولاً به آخرین پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم، ایمان بیاورند و ثانیاً در پی شناخت و یاری واپسین منجی بشریت باشند.

 این در حالی است که ایشان نه تنها بر پیروی از آئین پر از تحریف خویش پای می‌فشرند، بلکه در کوران مشکلات و گرفتاری‌ها به جای روی آوردن به خلیفه‌ی معصوم وعده داده شده، به غیر او پناه می‌برند. گویا تجربه‌ی تلخ فرارهای متعدّد از فرعون‌ها را از یاد برده‌اند؛ گویا فراموش کرده‌اند که در طول تاریخ، هیچ یک از حکومت‌ها و حاکمانی که مأذون و منصوب از جانب خداوند نبودند، توان خشکاندن ریشه‌ی ظلم و برقراری عدالت را نداشتند!

اگرچه درخواست یاری از حکومتی که معتقد به آخرین پیامبر خداوند و دین او هستند، ممکن است درمانی کوتاه‌مدّت به همراه داشته باشد، امّا آنچه که موجب رهایی آنان، بلکه نوع بشر از ظلم و جور می‌شود، روی آوردن به کسی است که همه‌ی پیامبران الهی وعده‌ی آمدن او و سیطره‌ی عدالت‌گسترش بر تمام جهان را داده‌اند؛ کسی که به فرموده‌ی آخرین و برترین پیامبر، «زمین را از عدل و داد پر می‌کند، همانطور که از ظلم و جور پر شده است»!
امروز دردهای بشریت، تنها یک درمان دارد و آن «مهدی علیه السلام» است و راه رسیدن به او از مسیر «تمسّک به ثقلین» می‌گذرد. فلذا بر اساس آنچه که گفته شد، لازم است که تمام موحّدان جهان، ثقلین را شناخته و به آن روی بیاورند و تا تحقّق کامل آن در سرتاسر جهان، بر جای خود آرام نگیرند.

این راهی که جناب علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه‌ الله تعالی، به روشنی بر آن تأکید دارند و می‌فرمایند:
⁦⁩<مردم را از امامی عادل از ذرّیّه‌ی ابراهیم علیه السلام که خداوند او را قرار داده است، چاره‌ای نیست و این عهدی است که خداوند با او بسته است هنگامی که او را با کلماتی آزمود، پس آن‌ها را به پایان رساند: «فرمود: هرآینه من تو را امامی برای مردم قرار دهنده‌ام، گفت: و از ذرّیّه‌ام نیز، فرمود: عهد من به ستمکاران نمی‌رسد» (بقره/ 124)، پس هر کس بمیرد در حالی که این امام را نمی‌شناسد، به مرگ جاهلیّت مرده است!>⁦⁦⁦4⃣⁩
 باشد که یکتاپرستان جهان با گردآمدن حول سخنی که میان آنان یکسان است، زمینه‌ی تحقّق ملکوت خداوند روی زمین را فراهم سازند، ان شاءالله.
--------------------
 پانوشت‌ها:
⁦1⃣⁩ آل عمران/۶۴
⁦2⃣⁩ كتاب مقدّس، عهد عتیق، سفر تثنیه، ب ۱۸: آیات ۱۵، ۱۷، ۱۸ و ۱۹
⁦3⃣⁩ چنانکه در بقره/٦٢ فرموده است.
⁦4⃣⁩ پایگاه اطلاع رسانی معظم له؛ گفتار کد ۷


تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دانلود تحقیق کسب وکار اینترنتی جدید ترین های سال 1397 ????Parsa ZBL رها یوزفول معرفی انواع فرش ایرانی آریاچیله| مبلمان اداری | صندلی اداری| بهترین قیمت فروش وسایل نقلیه سنگین